صفحه اصلی

«حفظ داستان هاي قرآن و زيارت نامه»


بعد از شفا گرفتن در دوران كودكي تا كنون به دكتر مراجعه نكردم تنها دو بار مريض شدم كه در هر دو مرتبه شفا يافتم .پانزده ساله بودم كه مرض مالاريا شيوع يافت . و برخي بر اثر اين بيماري جان دادند . مريضي من هم خيلي سخت بود به حدي كه توان سخن گفتن نداشتم . ما در آستان مقدس امامزاده زندگي مي كرديم . درعالم خواب يك نفر به من گفت : بيا رواق هاي حرم را جارو كن . وقتي رفتم رواق هاي حرم را جارو كنم شخصي كه گويا حضرت آقا علي عباس بودند سيني چایي دردست داشت به من گفت : اين چاي را بخور و بعد از آن اينجا را جارو كن . گفتم : من نمي توانم جارو كنم . گفت : چاي را كه خوردي توانايي جارو كردن را پيدا مي كني . چاي را خوردم و جارو را برداشتم كه اطراف رواق ها را جارو كنم . درحال جارو كردن بودم كه بيدار شدم . حالم خيلي بهتر شده و ميل به غذا خوردن پيدا كرده بودم . بار ديگر كه مريض شدم و شفا پيدا كردم در حدود سي سالگي بود . در آن زمان دچار سردرد و گردن درد شديدي شده بودم و حالت عادي نداشتم . هنوز درحرم سكونت داشتيم . درعالم رويا ديدم در باغي هستم كه درخت هاي آن نزديك به زمين هستند و بسيار پر آب و پوشيده از گل هاي زيبا و سرسبز است . شخصي نزد من آمد و گفت : هر درختي را كه ميخواهي بگير و از آن بالا برو . گفتم : من نمي توانم بالا بروم يك ليوان شربت به من داد و گفت : این شربت را بخور و بالاي درخت برو و هرچه ديدي بگو . بالاي درخت رفتم . يك كتاب به من داد و گفت : اين كتاب را بخوان . گفتم : سواد ندارم . گفت :ببين اين داستان چه كسي است كه در اين كتاب آمده است . گفتم : اين داستان شبيه داستان حضرت علي است . به من گفت : بگو : ((ياعلي به فريادبرس)) كه هيچ كس ديگر به فرياد نميرسد . من هم گفتم : ياعلي به فريادبرس . در همان وقت متوجه ميوه ها شدم . ديدم ميوه هاي باغ خيلي زيبا و قشنگ هستند . دستم را زير درخت كردم و يك ميوه كه شكرپاره بود را درداخل دهان گذاشتم وشروع كردم به خوردن آن بدون هسته بسيار شيرين و خوشمزه بود . وقتي ميوه ازگلويم پايين رفت شروع كردم به سرفه كردن . وقتي ازخواب بيدار شدم دهانم همچنان پر از طعم شيرين آن ميوه بود . الحمدالله بعد از آن به بيماري سختي گرفتار نشدم .
در قدیم ، در شهر بادرود ، همه می گفتند که علی آقا کرمانی نژاد خوابی دیده است که بر اثر آن  ، می تواند  داستان های قرآنی و دعا را از حفظ بخواند . من از علی آقای کرمانی نژاد سئوال کردم : آیا میتوانی کتاب بخوانی ؟ گفت :  کتاب نمی توانم بخوانم ، ولی بیش تر داستان های  قرآن را حفظ هستم . بعد از آن خواب ، زیارت نامه حضرت آقا علی عباس و شاهزاده محمد (علیهما سلام ) را هم حفظ شدم . از خانمش پرسیدم ، گفت : ایشان همه داستان های قرآن ، از حضرت آدم (ع ) تا خاتم (ص) را حفظ است . ایشان تسلط خاصی بر داستان های قرآن دارد .
 

نقل از کتاب ستارگان کویر نوشته آقای سعید رجبی